|
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
غم دوری کربلا را با دیگر عاشقان کربلای ارباب ، شریک شوید و بگویید آنچه در قلبتان میگذرد... درقسمت نظر بنویسید ممنون
برچسبها: درد دل کربلا
+ نوشته شده در هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:30  توسط امیرحسین
|
بخش اس ام اس شمادوستان این وبلاگ آماده اس ام اس شماهستدشماره ارسال اس ام اس ۰۹۳۶۵۶۹۶۳۲۳ همه مناسبت ها
چه انتظارعجیبی ! توبین منتظران هم عزیز من.چه غریبی! عجیبترکه چه آسان.نبودنت شده عادت. چه بی خیال نشستیم،نه کوششی نه وفایی. فقط نشسته و گفتیم : خداکندکه بیایی ... اللهم عجل لولیک الفرج 359**091331 برچسبها: اس ام اس ها ارسال شده ها
+ نوشته شده در هجدهم دی 1389ساعت 21:1  توسط امیرحسین
|
شاهین نجفی توهین به اسلام و ائمه معصوم امام رضا ع, شاهین نجفی آماده مرگ باش, 100 هزار دلار جایزه برا
100 هزار دلار جایزه شیعه انلاین برای کشتن شاهین نجفی
![]() شاهین نجفی، خواننده رپ، اهل گیلان، که ید طولایی در خزعبل گویی و استفاده
از کلمات رکیک و ناپسند دارد در تازه ترین اقدام خود، با انتشار آلبومی به
برخی امامان معصوم(ع) و مقدسات دین توهین کرده است. شاهین نجفی با این کار گور خودت رو کندی منتظر مرگ باش شیعیان برای تو لحظه ای آرامش نخواهند گذاشت به والله اگر فرصتش پیش بیاد از کشتن تو لحظه ای درنگ نخواهم کرد از خط قرمز عبور کردی منتظر به درک واصل شدنت باش
100 هزار دلار جایزه شیعه انلاین برای کشتن شاهین نجفی من پیشنهاد میکتم یه تظاهرات ترتیب بدیم در مقابل سفارت المان و اعتراض به عدم تحویل شاهین نجفی به ایران کنیم و از دولت آلمان بخواهیم که اونو تحویل ایران بده و اعتراض به این کنیم که پلیس المان نباید از این هتاک دفاع کنه هرکی بلد هستد لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت برخاندان شاهین نجفی لعنت کن بگه من که پیداش کنم بدبد بد بد تهرین دست و پاش میبندم تازمان که امام زمان ظهور کنه هرروز روز 24 ساعت توی قیر و آتش میندازم وقتی امام زمان ظهور کرد میگم آقا این آشغال دل شیعیه را به درد آور من این کار باهاش کردم . هرکس دلش به دردامد .به معصومین ما توهین کرد دل نوشته ها شو برای ما بگه بعداز نمازذکر 1000 بارلعنت لعنت لعنت لعنت لعنت برخاندان شاهین نجفی هرکس شوکردعدد 22 به شماره 09365696323 اس ام اس کنه
برچسبها: شاهین نجفی توهین به اسلام و ائمه معصوم امام رضا ع, شاهین نجفی آماده مرگ باش, 100 هزار دلار جایزه برای کشتن شاهین نجفی توسط شیع ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 0:23  توسط امیرحسین
|
به نام خدای فاطمه (س) السلام علیک یا بنت نبی اکرم بنابر ایام فاطمیه موضوع حجاب را انتخاب کردم حجاب (گل عفاف) هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است ، چون باغ بی دیوار از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمی ماند ، هیچ کس هم با نام (آزادی) دیوار خانه خود را بر نمی دارد و شبها درب حیاطش را باز نمیزارد ، چون خطر رخنه دزد ، جدی است . هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض دید رهگذاران نمی گذارد تا بدرخشد ، جلوه کند و چشم و دل برباید ، چون خود جواهر ربوده میشود . هر چه که قیمتی تر باشد ، درصد مراقبت از آن بالاتر می رود و هر چیز که نفیس تر باشد ، بیم بودن و غارتش بیشتر و مواظبتش لازم تر. اگر در شیشه عطر را باز بگذاری ، عطرش می پرد. اگر رشته مرواریدت را در کمد و صندوق نگذاری و درب آن را نبندی گم میشود. گوهر عفاف را به بهای چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد . زن به خاط لطافتی که دارد ، نباید در دست های خشن کامجویان دیو سیرتی که نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند ، افسرده شود و پس از آنکه گل عصمتش را چیدند او را دور بیاندازند ، یا زیر پایشان له کنند . زن به خاطر عصمتی که دارد و میراث دار پاکی مریم است ، نباید بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه گردد . گوهر عفاف و پاکی ، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسایل خانه نیست . دزدان ایمان و غارتگران شرف نیز فراوانند . اگر در مقابل پنجره خانه ات ، توری نزنی ، از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود . وقتی راه پشه ها را میبندی ، خود را مصون ساخته ای نه محدود و زندانی . وقتی درب خانه را میبندی و یا پشت پنجره اتاقت پرده می آویزی خانه خود را از ورود بیگانگان نگاه های مزاحم در پناه قرار داده ای نه اینکه خود را در قید و بند و حصار افکنده باشی. اگر برای ایمنی از خطرها و آسودگی از مزاحمان خود را بپوشانی نه کسی ایراد میگیرد و نه اگر هم ایراد بگیرد اعتنا میکنی ، چرا که سخنش را بی منطق و نا آگاهانه میدانی و میبینی. زن به خاطر ارزش و کرامتی که دارد ، باید محفوظ بماند و نباید زیبایی خود را به حراج بگذارد . وقتی که حجاب را کاملا رعایت میکنی ، به نگاه ناپاک و آلوده نامحرمان اجازه ورود به حریم مقدس عفاف خود را نداده ای ، نه اینکه خودت را مقید و محدود ساخته باشی. اللهم عجل لولیک الفرج بیایید به این دو عکس نگاه کنیم و تبسم عکس مربوط به کشور فرانسه است
عکس مربوط به ایران -شهر تهران
برچسبها: حجاب, گل عفاف
+ نوشته شده در بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 0:5  توسط امیرحسین
|
منتظرسری سوم باشید نظر فراموش نشود برچسبها: مداحی
+ نوشته شده در دهم اردیبهشت 1391ساعت 12:29  توسط امیرحسین
|
برچسبها: فیلم های مذهبی
+ نوشته شده در یکم اردیبهشت 1391ساعت 21:49  توسط امیرحسین
|
منتظرسری دوم باشید نظر فراموش نشود برچسبها: مداحی ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و دوم فروردین 1391ساعت 16:53  توسط امیرحسین
|
58- در حالى که هرگاه به يکى از آنها بشارت دهند دخترى نصيب تو شده صورتش (از فرط ناراحتى) سياه مىشود، و مملو از خشم مىگردد!
آيهى بعد براى تکميل اين مطلب اشاره به سومين عادت زشت و شوم آنها مىکند و مىگويد «هنگامى که به يکى از آنها بشارت دهند خدا دخترى به تو داده آنچنان از فرط ناراحتى چهرهاش تغيير مىکند که صورتش سياه مىشود»! (و اذا بشر احدهم بالانثى ظل وجهه مسودا). «و مملو از خشم و غضب مىگردد (و هو کظيم). - نقش اسلام در احياى ارزش مقام زن تحقير و در هم شکستن شخصيت زن، تنها در ميان عرب جاهلى نبود، بلکه در ميان اقوام ديگر و حتى شايد متمدنترين ملل آن زمان نيز، زن شخصيتى ناچيز داشت، و غالبا با او به صورت يک کالا و نه يک انسان رفتار مىشد، ولى مسلما عرب جاهلى اين تحقير را در اشکال زنندهتر و وحشتناکترى انجام مىداد. تا آنجا که اصلا نسب را به مرد مربوط مىدانست و مادر را تنها ظرفى براى نگاهدارى و پرورش جنين، محسوب مىکرد! چنانکه در شعر معروف جاهلى منعکس است. بنونا بنو ابنائنا و بناتنا بنوهن ابناء الرجال الاباعد فرزندان ما فرزندان پسران ما هستند و اما فرزندان دختران ما پسران مردان بيگانهاند». اين را نيز مىدانيم که آنها براى زن حقى در ارث قائل نبودند و براى تعدد زوجات حد و مرزى قائل نمىشدند، به سادگى خوردن آب، ازدواج مىکردند و به آسانى آنها را طلاق مىدادند. ولى اسلام ظهور کرد و با اين خرافه در ابعاد مختلفش سرسختانه جنگيد، مخصوصا تولد دختر را که ننگ مىدانستند در احاديث اسلامى به عنوان گشوده شدن ناودانى از رحمت خدا به خانواده معرفى کرد. و خود پيامبر صلى الله عليه و آله آنقدر به دخترش بانوى اسلام فاطمه زهرا عليهاالسلام احترام مىگذاشت که مردم تعجب مىکردند، با تمام مقامى که داشت، دست دخترش را مىبوسيد، و به هنگام مراجعت از سفر نخستين کسى را که ديدار مىکرد، دخترش فاطمه بود، و به عکس هنگامى که مىخواست به سفر برود آخرين خانهاى را که خداحافظى مىکرد، باز خانهى فاطمه عليهاالسلام بود. در حديثى مىخوانيم که به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر دادند خدا به او دخترى داده است، ناگهان نگاه به صورت يارانش کرد ديد آثار ناخشنودى در آنها نمايان گشت! (گوئى هنوز رسوبات افکار جاهلى از مغز آنها برچيده نشده) پيامبر صلى الله عليه و آله فورا فرمود: ما لکم؟ ريحانة اشمها، و رزقها على الله عزوجل!: اين چه حالتى است در شما مىبينم؟! خداوند گلى به من داده آنرا مىبويم، و اگر غم روزى او را مىخوريد، روزيش با خدا است». در حديث ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم که فرمود: نعم الولد البنات، ملطفات، مجهزات، مونسات مفليات: «چه فرزند خوبى است دختر! هم پرمحبت است، هم کمککار، هم مونس است و هم پاک و پاککننده». در حديث ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم من دخل السوق فاشترى تحفة فحملها الى عياله کان کحامل الصدقة الى قوم محاويج و ليبدء بالاناث قبل الذکور، فانه من فرح ابنته فکانما اعتق رقبة من ولد اسماعيل: کسى که بازار مىرود و تحفهاى براى خانوادهى خود مىخرد همچون کسى است که مىخواهد به نيازمندانى کمک کند (همان پاداش را دارد) و هنگامى که مىخواهد تحفه را تقسيم کند نخست بايد به دختر و بعد به پسران بدهد، چرا که هر کس دخترش را شاد و مسرور کند چنان است که گوئى کسى از فرزندان اسماعيل عليهالسلام را آزاد کرده باشد». برچسبها: سوره النحل ایه 58, 59 ادامه مطلب
+ نوشته شده در سیزدهم فروردین 1391ساعت 12:9  توسط امیرحسین
|
امام (ع) به يکى از يارانش که بيمار بود فرمود: (خداوند، رنج تو را باعث برطرف شدن گناهانت قرار داده، البته بيمارى پاداشى ندارد، اما گناهان را از بين مىبرد، و آنها را مانند برگ درختان مىريزد، بلکه پاداش در گروى گفتار زبان و کردار دست و پاهاست، خداوند پاک- هر که را از بندگانش بخواهد- به دليل شايستگى و پاکدلى وارد بهشت مىسازد). سيدرضى- خدايش رحمت کند- مىگويد: مقصود امام (ع) اين است که بيمارى خود پاداشى ندارد، زيرا بيمارى از قبيل چيزهاى است که سزاوار عوض دادن است، از آن رو که فعل خداى متعال از بيمارى و درد و نظير اينها نسبت به بنده عوض دارد، اما مزد و پاداش تنها در برابر کارى است که بنده انجام مىدهد، بنابراين امام (ع) فرق بين عوض و پاداش را بر اساس علم فراوان و انديشهى رساى خود بيان کرده است. امام (ع)، براى صحابى خود، بدانچه امکان داشت دعا فرموده است، که همان از بين رفتن گناهان به وسيلهى بيمارى است، اما براى او اجر و مزد نخواسته است، با اين استدلال که بيمارى پاداش ندارد. راز مطلب اين است که اجر و پاداش در گرو کارهايى است که بايد انجام گيرد، همانطورى که امام (ع) با اين بيان اشاره فرموده است: بر
استى که پاداش در گفتار و... پاهاست. امام (ع) عبارت: اقدام (پاها) را از اقدام به عبادت، و همينطور، هر ترک عادتى که مانند روزه گرفتن و امثال آن به منزلهى انجام کارى مىباشد. کنايه آورده است. و ليکن بيمارى نه کار بنده است و نه ترک عملى که معمولا انجام مىگيرد. اما اين که بيمارى، گناهان را از بين مىبرد به دو جهت است: 1- براستى نيروى شهوت و غضب بيمار، که ريشهى تمام گناهان و مفاسد است. شکسته و سست مىشود. 2- اقتضاى بيمارى اين است که انسان، در آن حال، با توبه و پشيمانى از گناه به طرف پروردگارش باز مىگردد و تصميم بر ترک آن قبيل کارها مىگيرد، همانطورى که خداى تعالى فرموده است: اذا مس الانسان الضر دعانا لجنه او قاعدا او قائما. به اين ترتيب آن گناهان که در حقيقت نفس جايگزين نشدهاند، بزودى از بين مىروند، و گناهانى که به صورت ملکه درآمدهاند، بسا که در طول بيمارى، با ادامهى پشيمانى و بازگشت به جانب خدا، برطرف مىگردند. امام (ع) کلمهى حط: نابودى را براى نابودى گناهان استعاره آورده از باب تشبيه- در قدرت نابود سازى و زدودن- به محو کردن اوراق کتاب. آنگاه امام (ع) با عبارت: ان الله... بر اين نکته توجه داده است که هرگ اه بندهى خدا- با صدق نيت و با قلبى پاک- رنج بيمارى خود را به حساب خدا بگذارد، اين خود، زمينهى رسيدن اجر و پاداش بر او شده و باعث ورود او به بهشت مىگردد. و از بين بردن ملکاتى که با قصد قرب به خدا همراهند نيز وارد در اين قسمتند. سخن سيدرضى- رحمه الله- به روش مذهب معتزله است. برچسبها: توبه ادامه مطلب
+ نوشته شده در ششم فروردین 1391ساعت 13:21  توسط امیرحسین
|
به هنگام بيعت در مدينه
از خطبههاى آن حضرت که به هنگام بيعت مردم با او در مدينه ايراد فرموده است سفه: رذيله اخلاقى که در مقابل صبر قرار گرفته است و به تزلزل و بىثباتى منجر مىشود. اکله: نام هر چيز خوردنى به نظر ما (شارح) اين بخش از خطبه بخشى از خطبهاى است که قبلا به آن اشاره کرديم (در خطبه 14( و بخشى از خطبهى آينده است و ما اينک تمام آن را مىآوريم تا معنى روشن شود. سپاس خداوندى را سزاست که بهترين حمد شايسته اوست و بالاترين بزرگوارى شان اوست، خداى يگانه بىنياز، استوانههاى عرش را به پا داشت و با درخشش نور خورشيد جهان را روشن و استوار ساخت، زمين را خلق کرد و آن را مسخر کسانى قرار داد که بر روى آن گام نهادند، گواهى مىدهم که خدايى جز او نيست و شريکى ندارد و شهادت مىدهم که محمد (ص) بنده و فرستاده اوست. او را با نورى تابنده و روشنايى درخشان براى هدايت مردم فرستاد به لحاظ ويژگيهاى اخلاقى برترين مردم، و بالاترين شرف خانوادگى را داشت. برچسبها: نهج البلاغه ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجم فروردین 1391ساعت 18:44  توسط امیرحسین
|
به هنگام بيعت در مدينه
از خطبههاى آن حضرت که به هنگام بيعت مردم با او در مدينه ايراد فرموده است سفه: رذيله اخلاقى که در مقابل صبر قرار گرفته است و به تزلزل و بىثباتى منجر مىشود. اکله: نام هر چيز خوردنى به نظر ما (شارح) اين بخش از خطبه بخشى از خطبهاى است که قبلا به آن اشاره کرديم (در خطبه 14( و بخشى از خطبهى آينده است و ما اينک تمام آن را مىآوريم تا معنى روشن شود. سپاس خداوندى را سزاست که بهترين حمد شايسته اوست و بالاترين بزرگوارى شان اوست، خداى يگانه بىنياز، استوانههاى عرش را به پا داشت و با درخشش نور خورشيد جهان را روشن و استوار ساخت، زمين را خلق کرد و آن را مسخر کسانى قرار داد که بر روى آن گام نهادند، گواهى مىدهم که خدايى جز او نيست و شريکى ندارد و شهادت مىدهم که محمد (ص) بنده و فرستاده اوست. او را با نورى تابنده و روشنايى درخشان براى هدايت مردم فرستاد به لحاظ ويژگيهاى اخلاقى برترين مردم، و بالاترين شرف خانوادگى را داشت. حق هيچ مسلمان و مظلمه هيچ صاحب حقى بر او قرار نگرفت بلکه حق او ضايع و مورد ستم واقع شد. پس از حمد خدا و درود پيامبر، اول کسى که مظلمه گناه به گردن گرفت دختر آدم بود که جايگاه نشستن او به اندازه يک جريب و داراى 20 انگشت بود و دو ناخن به اندازه دو چنگال داشت. خداوند بر او شيرى را همچون فيل و گرگى را همچون شتر و بازى را همچون حمار مسلط ساخت. اين اتفاق در آغاز خلقت پيش آمد سپس او را کشتند. خداوند ستمگران را بر زشتى اعمالشان تنبيه مىکند، به همين دليل خداوند فرعون و هامان و قارون را به گناهانشان کشت. آگاه باشد که گرفتارى و بلا به شما باز گشته به همان گونه که در روزگار بعثت پيامبرتان وجود داشت.
برچسبها: نهج البلاغه ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارم فروردین 1391ساعت 13:25  توسط امیرحسین
|
امام علی (ع) :
از سه کار نباید حیاکرد: خدمت به میهمان : از جا بر خاستن در برابر پدر و آموزگار و طلب حق گر چه اندک باشد. غررالحکم جلد 3 صفحه ی 338
برچسبها: حدیث
+ نوشته شده در سوم فروردین 1391ساعت 0:40  توسط امیرحسین
|
به معاويه
از جمله نامههاى امام (ع) در پاسخ نامهى معاويه: انف الاسلام: آغاز اسلام تشريد: دور ساختن و تار و مار کردن استرفه: به رفاه و گشايش حال خود، بشتاب اغوار: زمين پست اغصصت السيف بفلان: شمشير آنرا در تنگنا قرار داد و او مغلوب گشت زيرا مضروب کسى است که با شمشير در تنگنا قرار مىگيرد، به اين معنى که جلوش باز نيست و اميد پيشرفت ندارد و بعضى با ضاد نقطهدار نقل کردهاند، يعنى شمشير را آهخته بر آنها قرار دادم مقارب ره کسر راء: ناتمام(اما بعد، همانطورى که گفتى ما و شما الفتى داشتيم و با هم بوديم، اما ديروز بين ما و شما جدايى افکند، ما ايمان آورديم و شما کافر شديد، و امروز ما پايدار مانديم، و شما به آشوب و فتنه پرداختيد و اگر کسى از شما مسلمان شد، از روى اجبار و پس از آن بود که همهى بزرگان اسلام در گروه پيامبر خدا (ص) گرد آمده بودند. تو در نامهات يادآور شده بودى که من طلحه و زبير را کشتم و عايشه را تار و مار کردم، و ميان آن دو شهر (بصره و کوفه) فرود آمدم،
برچسبها: دنیا ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوم فروردین 1391ساعت 11:11  توسط امیرحسین
|
دعائم: ستونهاى خانه شعبه: شاخه تبصر: بينش، آگاهى تاويل: تفسير، بيان کردن زهره: روشنايى شنئان: کينه، دشمنى (ايمان بر چهار پايه استوار است: بردبارى، باور داشتن، دادگرى و جهاد. اما بردبارى چهارگونه است: دلبستگى، ترس، پارسايى و انتظار، بنابراين هر کس دلبسته و علاقمند به بهشت باشد خواهشهاى نفسانى را فراموش مىکند و از آنها چشم مىپوشد، و هر کس از آتش دوزخ بيمناک باشد، از آنچه حرام و ناروا است مىپرهيزد، و هر کس در دنيا پارسا است غمهاى دنيا را سبک مىشمارد، و هر کس انتظار مرگ را دارد، به کارهاى نيک مىشتابد. اما يقين نيز، چهار قسم است: بينا بودن در عين زيرکى، توجه و رسيدن به حقيقت، پندگيرى از راه عبرت و روش پيشينيان، پس هر که در عين زيرکى بينا بود، سخنان دلاويز براى او روشن باشد، و هر که سخن حکمتآميز بر او روشن باشد، با عبرت گيرى از ديگران آشنا مىشود، و هر کس با عبرت گرفتن آشنا شد، گويا با پيشينيان زندگى مىکرده است و با آنها بوده است. اما عدل و داد نيز چهار نوع است: توجه عميق، رسيدن به حقيقت دانش، داورى صحيح و بردبارى ثابت، به اين ترتيب، هر کس دريافت و دقت کرد، به حقيقت دانش رسيد و هر که به ح قيقت دانش رسيد، از روى اساس و اصول، داورى صحيح کرد، و آن که بردبار بود، در کارها کوتاهى نمىورزد و در ميان مردم به خوشنامى زندگى مىکند. اما جهاد نيز بر چهار گونه است: امر به معروف، نهى از منکر، راستگويى در همه جا، و دشمنى با تبهکاران، بنابراين هر کس امر به معروف کند، پشت مومنان را محکم و آنها را نيرومند ساخته، و هر که نهى از منکر کند، دماغ مناقان را به خاک ماليده، و آن که در همه جا راستگو باشد، وظيفهاش را انجام داده، و هر کس با بدکاران دشمنى کند، و براى خدا خشمگين شود، خداوند به خاطر او خشم گيرد، و او را روز قيامت خوشنود گرداند). سيدرضى مىگويد: و پس از اين عبارت سخنى است که ما آن را از ترس به درازا کشيدن مطلب، و انحراف از هدف مورد نظر در اين کتاب، بيان نکرديم. بدان که اين سخن از زيباترين سخنان دلاويز است، محور سخن بر شرح اصول ايمان و اشاره به فروع آن و پس از آن به نتايج آن فروع است. و چون کفر نقطهى مقابل ايمان است و شک نيز با ايمان تقابلى از نوع تقابل عدم و ملکه دارد، به ارکان و اصول کفر و فروع و شاخههاى شک اشاره فرموده است تا ايمان را بدان وسيله واضح و روشن سازد. زيرا هر چيزى به ضد خود بيان مىشود اماايمان، مقصود امام (ع) ايمان کامل است که داراى يک اصل و چند کمال است که به وسيلهى آن کمالات ايمان به تمام و کمال مىرسد.
برچسبها: آخرت ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکم فروردین 1391ساعت 8:45  توسط امیرحسین
|
|
مدیریت وبلاگ |