سیزدهم فروردین ۱۳۹۱ | 12:9 | امیرحسین -
58- در حالى که هرگاه به يکى از آنها بشارت دهند دخترى نصيب تو شده صورتش (از فرط ناراحتى) سياه مىشود، و مملو از خشم مىگردد!
آيهى بعد براى تکميل اين مطلب اشاره به سومين عادت زشت و شوم آنها مىکند و مىگويد «هنگامى که به يکى از آنها بشارت دهند خدا دخترى به تو داده آنچنان از فرط ناراحتى چهرهاش تغيير مىکند که صورتش سياه مىشود»!
(و اذا بشر احدهم بالانثى ظل وجهه مسودا).
«و مملو از خشم و غضب مىگردد (و هو کظيم).
- نقش اسلام در احياى ارزش مقام زن تحقير و در هم شکستن شخصيت زن، تنها در ميان عرب جاهلى نبود، بلکه در ميان اقوام ديگر و حتى شايد متمدنترين ملل آن زمان نيز، زن شخصيتى ناچيز داشت، و غالبا با او به صورت يک کالا و نه يک انسان رفتار مىشد، ولى مسلما عرب جاهلى اين تحقير را در اشکال زنندهتر و وحشتناکترى انجام مىداد. تا آنجا که اصلا نسب را به مرد مربوط مىدانست و مادر را تنها ظرفى براى نگاهدارى و پرورش جنين، محسوب مىکرد! چنانکه در شعر معروف جاهلى منعکس است.
بنونا بنو ابنائنا و بناتنا
بنوهن ابناء الرجال الاباعد
فرزندان ما فرزندان پسران ما هستند و اما فرزندان دختران ما پسران مردان بيگانهاند».
اين را نيز مىدانيم که آنها براى زن حقى در ارث قائل نبودند و براى تعدد زوجات حد و مرزى قائل نمىشدند، به سادگى خوردن آب، ازدواج مىکردند و به آسانى آنها را طلاق مىدادند.
ولى اسلام ظهور کرد و با اين خرافه در ابعاد مختلفش سرسختانه جنگيد، مخصوصا تولد دختر را که ننگ مىدانستند در احاديث اسلامى به عنوان گشوده شدن ناودانى از رحمت خدا به خانواده معرفى کرد.
و خود پيامبر صلى الله عليه و آله آنقدر به دخترش بانوى اسلام فاطمه زهرا عليهاالسلام احترام مىگذاشت که مردم تعجب مىکردند، با تمام مقامى که داشت، دست دخترش را مىبوسيد، و به هنگام مراجعت از سفر نخستين کسى را که ديدار مىکرد، دخترش فاطمه بود، و به عکس هنگامى که مىخواست به سفر برود آخرين خانهاى را که خداحافظى مىکرد، باز خانهى فاطمه عليهاالسلام بود.
در حديثى مىخوانيم که به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر دادند خدا به او دخترى داده است، ناگهان نگاه به صورت يارانش کرد ديد آثار ناخشنودى در آنها نمايان گشت! (گوئى هنوز رسوبات افکار جاهلى از مغز آنها برچيده نشده) پيامبر صلى الله عليه و آله فورا فرمود: ما لکم؟ ريحانة اشمها، و رزقها على الله عزوجل!:
اين چه حالتى است در شما مىبينم؟! خداوند گلى به من داده آنرا مىبويم، و اگر غم روزى او را مىخوريد، روزيش با خدا است».
در حديث ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم که فرمود: نعم الولد البنات، ملطفات، مجهزات، مونسات مفليات: «چه فرزند خوبى است دختر! هم پرمحبت است، هم کمککار، هم مونس است و هم پاک و پاککننده».
در حديث ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم من دخل السوق فاشترى تحفة فحملها الى عياله کان کحامل الصدقة الى قوم محاويج و ليبدء بالاناث قبل الذکور، فانه من فرح ابنته فکانما اعتق رقبة من ولد اسماعيل:
کسى که بازار مىرود و تحفهاى براى خانوادهى خود مىخرد همچون کسى است که مىخواهد به نيازمندانى کمک کند (همان پاداش را دارد) و هنگامى که مىخواهد تحفه را تقسيم کند نخست بايد به دختر و بعد به پسران بدهد، چرا که هر کس دخترش را شاد و مسرور کند چنان است که گوئى کسى از فرزندان اسماعيل عليهالسلام را آزاد کرده باشد».
آيهى بعد براى تکميل اين مطلب اشاره به سومين عادت زشت و شوم آنها مىکند و مىگويد «هنگامى که به يکى از آنها بشارت دهند خدا دخترى به تو داده آنچنان از فرط ناراحتى چهرهاش تغيير مىکند که صورتش سياه مىشود»!
(و اذا بشر احدهم بالانثى ظل وجهه مسودا).
«و مملو از خشم و غضب مىگردد (و هو کظيم).
- نقش اسلام در احياى ارزش مقام زن تحقير و در هم شکستن شخصيت زن، تنها در ميان عرب جاهلى نبود، بلکه در ميان اقوام ديگر و حتى شايد متمدنترين ملل آن زمان نيز، زن شخصيتى ناچيز داشت، و غالبا با او به صورت يک کالا و نه يک انسان رفتار مىشد، ولى مسلما عرب جاهلى اين تحقير را در اشکال زنندهتر و وحشتناکترى انجام مىداد. تا آنجا که اصلا نسب را به مرد مربوط مىدانست و مادر را تنها ظرفى براى نگاهدارى و پرورش جنين، محسوب مىکرد! چنانکه در شعر معروف جاهلى منعکس است.
بنونا بنو ابنائنا و بناتنا
بنوهن ابناء الرجال الاباعد
فرزندان ما فرزندان پسران ما هستند و اما فرزندان دختران ما پسران مردان بيگانهاند».
اين را نيز مىدانيم که آنها براى زن حقى در ارث قائل نبودند و براى تعدد زوجات حد و مرزى قائل نمىشدند، به سادگى خوردن آب، ازدواج مىکردند و به آسانى آنها را طلاق مىدادند.
ولى اسلام ظهور کرد و با اين خرافه در ابعاد مختلفش سرسختانه جنگيد، مخصوصا تولد دختر را که ننگ مىدانستند در احاديث اسلامى به عنوان گشوده شدن ناودانى از رحمت خدا به خانواده معرفى کرد.
و خود پيامبر صلى الله عليه و آله آنقدر به دخترش بانوى اسلام فاطمه زهرا عليهاالسلام احترام مىگذاشت که مردم تعجب مىکردند، با تمام مقامى که داشت، دست دخترش را مىبوسيد، و به هنگام مراجعت از سفر نخستين کسى را که ديدار مىکرد، دخترش فاطمه بود، و به عکس هنگامى که مىخواست به سفر برود آخرين خانهاى را که خداحافظى مىکرد، باز خانهى فاطمه عليهاالسلام بود.
در حديثى مىخوانيم که به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر دادند خدا به او دخترى داده است، ناگهان نگاه به صورت يارانش کرد ديد آثار ناخشنودى در آنها نمايان گشت! (گوئى هنوز رسوبات افکار جاهلى از مغز آنها برچيده نشده) پيامبر صلى الله عليه و آله فورا فرمود: ما لکم؟ ريحانة اشمها، و رزقها على الله عزوجل!:
اين چه حالتى است در شما مىبينم؟! خداوند گلى به من داده آنرا مىبويم، و اگر غم روزى او را مىخوريد، روزيش با خدا است».
در حديث ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم که فرمود: نعم الولد البنات، ملطفات، مجهزات، مونسات مفليات: «چه فرزند خوبى است دختر! هم پرمحبت است، هم کمککار، هم مونس است و هم پاک و پاککننده».
در حديث ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم من دخل السوق فاشترى تحفة فحملها الى عياله کان کحامل الصدقة الى قوم محاويج و ليبدء بالاناث قبل الذکور، فانه من فرح ابنته فکانما اعتق رقبة من ولد اسماعيل:
کسى که بازار مىرود و تحفهاى براى خانوادهى خود مىخرد همچون کسى است که مىخواهد به نيازمندانى کمک کند (همان پاداش را دارد) و هنگامى که مىخواهد تحفه را تقسيم کند نخست بايد به دختر و بعد به پسران بدهد، چرا که هر کس دخترش را شاد و مسرور کند چنان است که گوئى کسى از فرزندان اسماعيل عليهالسلام را آزاد کرده باشد».
هر روز به برای سلامتی امام زمان (عج ) 10 صلوات محمدی بفرستید انشا ظهور آن حضرت اخرین خلیفه الهی نزدیک تر بگرد .لطفا قبل ازخارج شدن از این وبلاگ نظر خود را برای بهترشدن به ما بگید ؛و امتیاز وبلاگ بهتر را به ما بدهید.در صورتی که بخواهید اس ام اس شما به نام شما ثبت گرد اس ام اس خود را به شماره 09365696323 ارسال کنید .